مدت‌ها قبل که به نوشتن علاقه داشتم، از سرویس‌هایی مثل Wordpress و Blogger برای این کار استفاده می‌کردم. عادت نوشتن، به مرور زمان و با افزایش حجم درگیری‌های کاری و در مقاطعی تحصیلی، رفته رفته فراموش شد. مدتی به همین شکل گذشت تا روزی که آرش به من پیشنهاد داد تا مطالبی که روشون کار می‌کنم و یا ایده‌ها و تجربیاتم رو بنویسم و با بقیه هم به اشتراک بذارم. از اون روز شاید نزدیک به دو سال – اندکی کمتر یا شاید بیشتر - گذشته و در تمام این مدت من مشتاقانه به دنبال فرصتی می‌گشتم تا دوباره شروع به نوشتن کنم. خروج از توسعه‌گر شبیه‌ساز و به قولی سپری کردن ایام پُست-بازنشستگی برای من بهترین موقعیت بود که دست به کار شوم.

امیدوارم که این بار این کار مداومت داشته باشه و مطالبی که قصد به اشتراک گذاشتنشون رو دارم، روزی و در جایی برای کسی مفید باشند.

در طی دو ماه گذشته که قصد راه اندازی وبلاگم رو داشتم، ابتدا تصمیم داشتم تا دوباره به سراغ سیستم‌های مدیریت محتوایی که در قدیم از اونها استفاده می‌کردم برم؛ اما با گذشت اندک مدتی از سر و کله زدن با هر کدوم، در حالیکه فضای ذهنم پر از سوالاتی تکراری بود، خودم رو در حال پاک کردن سسیستم مدیریت محتوای نصب شده می‌دیدم.

آیا برای داشتن یک وبلاگ شخصی که قصد منتشر کردن بعضی از تجربیات و افکارم رو روی اون دارم و در نهایت تعداد صفحات اون از انگشتان یک دست هم تجاوز نمی‌کنه و شاید یک رزومه و چند لینک هم به حساب‌های کاربریم در شبکه‌های اجتماعی مختلف رو هم شامل بشه، باید از یک سیستم مدیریت محتوا استفاده کرد؟ باید یک پایگاه داده داشت؟

مشکل جایی بیشتر می‌شد که به تجربیات قبلیم در استفاده از Wordpress رجوع می‌کردم! کار کردن با Wordpress – برای من – اصلا ساده نیست؛ در فهم Wordpress فارسی مشکل دارم ولی ظاهرا برای استفاده از بعضی از ویژگی‌های راست چین بودن، باید Wordpress فارسی نصب کرد؛ استفاده از Wordpress نیاز داره تا فضای میزبانی مناسبی رو خریداری کنم؛ باید به اندازه یک مجموعه‌ی هم عدد با اعداد طبیعی Pluggin نصب کرد و همیشه در حال به روز رسانی کردن اونها باشم؛ بعد از هر آپدیتِ هر کدوم از Pluginها و آپدیت‌های اتوماتیک هسته Wordpress باید منتظر خراب شدن قالب سایت یا عملکردهای بخش‌های مختلف باشم؛ سایتم باید همیشه به عنوان یک طعمه برای هکرها باشه، حتی خیلی اوقات باید این دوستان عزیز رو در میان خطوط کدهای php قالب و Pluginهایی که ازشون استفاده می‌کنم پیدا کنم، پس باید همیشه قبل از استفاده از هر چیزی، با صرف مقداری زمان از امنیت اون مطمئن بشم و در پایان تنظیمات نامتناهی سیستم‌های مدیریت محتوا که فلسفه بنیادین وجود این بخش با اندکی تغییر در ضرب المثل “اومدیم ابروش رو درست کنیم، زدیم چشمش رو کور کردیم”، بر پایه “اومدیم ابروش رو درست کنیم، چشمش کور شد” استوار شده است.

هر چند که جواب سوال‌های بالا منفی بود اما، با تمام این اوصاف، حتی با اینکه برای مسخره‌ترین، ساده‌ترین و کوتاه‌ترین چیزها که لزومی به ذخیره سازی در پایگاه داده ندارند بایست از MySQL استفاده می‌کردم؛ حتی با اینکه برای دادن یک لینک به صفحه Twitter شخصیم مجبور بودم تا به دنبال یک Plugin سبک، راحت، خوشگل، مناسب، امن و … بگردم؛ حتی با اینکه برای فارسی کردن یک قالب یا تغییری هرچند کوچک، در عملکرد سایت، بایست زمان قابل توجهی رو صرف گشتن و دستکاری بین خطوط کد قالبی که فرد دیگه‌ای اون رو نوشته می‌گذروندم، باز هم انتخاب من Wordpress بود!

با اینکه در تمام این مدت وسوسه داشتن یک وبلاگ ایستا و درست کردن اون از صفر و داشتن اون ظاهر ساده و گیکی و old school مورد نظرم با استفاده از HTML ،CSS و JavaScript تو سرم بود، اما در نهایت فقط و فقط به دلیل داشتن این هدف که “روزی یک قالب Wordpress متناسب با سلیقه و نیازهایم خواهم ساخت”، تمایلی برای به دنبال وسوسه‌ام رفتن نداشتم.

شاید روزی یا حتی شبی، در حالیکه طبق معمول مشغول کلنجار رفتن با خودم برای شروع کردن به طراحی یک قالب ساده برای Wordpress بودم یاد یک سیستم ساختار دهی پویا به سایت‌های ایستا به نام hexo افتادم که چندی پیش با اون آشنا شده بودم و تصمیم گرفتم تا این روش رو هم امتحان کنم.

مدت کمی با hexo کار کردم و سادگی، سرعت اجرا و کارایی، استفاده از زبان‌های نشانه گذاری برای نوشتن و ویرایش مطالب، متن باز بودن و امکان استفاده از خیلی از ابزارهای متن باز دیگه به همراه اون و سرعت بالای راه‌ اندازی یک وبلاگ از این طریق، من رو به خودش جذب کرد. جستجوی خودم رو برای پیدا کردن سایر سرویس‌های مشابه hexo شروع کردم و بعد از پیدا کردن چند سرویس مختلف و سر و کله زدن با هر کدوم از اونها در نهایت Jekyll - بخوانید جِکیل - رو که مبتنی بر Ruby است، انتخاب کردم.

Jekyll علاوه بر داشتن نکات مثبت بالا، سابقه قابل قبولی داره و همکاری GitHub و این سرویس، این امکان رو به ما می‌ده که سایت ساخته شده توسط Jekyll رو روی GitHub پیاده سازی کنیم و به این ترتیب از GitHub Pages به صورت رایگان به عنوان فضای میزبانی مورد نیاز استفاده کنیم و به راحتی صفحه شخصی خودمون رو روی هر دامنه دلخواهی منتشر کنیم. ضمن اینکه استفاده از GitHub به عنوان فضای میزبانی، به این معنیه که سایت ما دارای version control خواهد بود.

و در نهایت من می‌تونستم به سادگی، از بیخ و بن و به اون شکلی که دوست دارم، شروع به نوشتن وبلاگ جدیدم کنم. آشنایی من با Jekyll و کشف تعدادی از قابلیت‌های اون چند روزی طول کشید و چند باری هم، هر بار به مدت 4 الی 5 روز، وبلاگم رو از اول نوشتم، تا به وضعیت فعلی رسیدم.

به زودی قصد دارم تا چند مطلب در ارتباط با تجربیاتی که از ساخت این وبلاگ با استفاده از GitHub Pages و Jekyll بدست آوردم، بنویسم.