زندگی هر روز هر کدام از ما به عنوان یک عنصر در یک سازمان، پر شده است از ایده‌هایی که باید به واقعیت تبدیل شوند، مساله‌هایی که باید حل شوند، نیازهای اصلی تجاریی که باید برآورده شوند، و تعداد زیادی چالش‌های درون تیمی و منابع انسانی که باید بر آنها غلبه کنیم. فارغ از اندازه سازمانی که در آن فعالیم، موقیعت ما در آن، ماهیت سرویس و محصولمان، یا تاثیری که ما بر روی دنیا می‌گذاریم، هر کدام از ما قطعا نقش بسزایی در حل مسائل بزرگ و ساخت و تولید سرویس‌ها و محصولات فوق العاده و خلاقانه داریم.

سادگی، برای من به عنوان یک رهبر، با ارزش‍ترین مساله است. موفقیت در اتخاذ بهترین تصمیمات، جدا کردن وابستگی‌های دشوار تنیده شده در مسائل، و دادن رهنمود خوب به تیمم، در نسبت مستقیمی با میزانی که می‌توانم یک مساله و خروجی مورد نظرم را ساده بیان کنم، رشد می‌کند. این میزان سادگی و شفافیت به عقیده من فارغ از اینکه مشغول مدیریت یک شرکت بزرگ، رهبری یک تیم و یا فعالیت به عنوان یک عنصر در یک پروژه باشیم، همیشه مورد نیاز است.

تیم‌های تجاری و مشغول در حوزه تکنولوژی هر روز در مسیر به ثمر رسوندن محصولات و سرویس‌های مختلف به جهت حل کردن مسائل بزرگ و بزرگ‌تر حرکت می‌کنند. مهم نیست که در حوزه طراحی باشیم یا تلویزیون، موسیقی یا سرویس‌های اینترنتی، مشاوره یا نشر آثار، نرم افزار یا بازاریابی، مالی یا سلامت و یا هر حوزه دیگری، مساله اصلی اینجاست که جنس بخش قابل توجهی از مسائل بزرگی که شرکت‌های فعال در هر کدام از این حوزه‌ها با آنها مواجه هستند، یکی است. چگونه نوآوری کنیم؟ چگونه به عنوان یک تیم، بهتر کار کنیم؟ کدام مساله را باید حل کنیم؟ کدام مسائل ارزش حل کردن دارند؟ چگونه مشتریانمان را راضی نگه داریم؟ مسائلی هستند که در دنیای امروز، در همه این حوزه‌ها مطرح هستند.

خب، سوال اصلی اینجاست چگونه باید با مسائل پیچیده بزرگ برخورد کرد تا در عین ساده نگه داشتن همه چیز، متمرکز بر حل آنها باشیم و بتوانیم همچنان با شفافیت و سادگی در مورد آنها صحبت کنیم؟ قطعا در دنیای امروز، در کنار حل مسائل شرکت‌های بزرگ، باید همیشه چاشنی خلاقیت را هم به همراه داشته باشیم. ترجیح می‌دهم تا به مساله مطرح شده به شکل آشپزی نگاه کنم؛ مانند فردی که مشغول آشپزی است، باید در کنار دستورالعمل‌های موجود، از بهترین ترکیب عناصر استفاده کنیم، تا بتوانیم، دستور پخت آن چیزی را که به عنوان موفقیت تعبیر می‌کنیم، آماده کنیم. در سری پیش رو قصد دارم تا به نگارش چگونی این رویکرد و نحوه برخورد با مسائل در سازمان‌ها و شرکت‌ها از طریق ایجاد دستورالعمل "پخت موفقیت" بپردازم. این نوع نگاه برای ما دو ابزار مهم به ارمغان می‌آورد.

اول از همه اینکه ما را با تعداد زیادی از عناصری که سابق براین امکان استفاده از آنها برای درست کردن مدل موفقیت سنجیده شده است، آشنا می‌کند. همه ما می‌دانیم که هنگام طبخ غذا، کیفیت مواد به کار گرفته شده در آن، تاثیر بسزایی بر کیفیت غذای حاضر شده دارد! پس باید به بررسی تجربه‌هایی در حل مسائل پیچیده سازمان‌های دیگر، در روند تولید محصول و پیدا کردن راه حل‌های تجاری بپردازیم.

و در وهله دوم، باید یاد بگیریم که چگونه سناریوهای پیچیده را ساده کنیم. باید یاد بگیریم تا برای درست کردن دستورالعمل موفقیتمان چگونه مساله را به اجزای کوچک‌تری بشکنیم که انجامشان لازمه بدست آوردن خروجی موفق به حساب می‌آید. می‌توانیم از این رویکرد برای حل مسائل مختلفمان استفاده کنیم. حتی شما می‌توانید از روی این رویکرد، رویکرد منحصربفرد خودتان را طراحی کنید.

و در پایان، فارغ از آنکه یک طراح، توسعه دهنده نرم افزار، مدیر پروژه، صاحب یک استارت آپ، مدیر محصول، تحلیلگر تجاری و … هستید و فارغ از اینکه در کجای پروژه خود قرار دارید، باید یاد بگیرید که چگونه سریع‌تر، راحت‌تر و مطمئن‌تر به راه حل مورد نیاز برسید. قصد دارم تا با نگارش این سری، به شما کمک کرده باشم تا بتوانید هنگامی که در مشکلات گیر کردید خلاقیت بیشتری برای حل مسائل داشته باشید، یا سرعتتان را در انتهای پروژه برای داشتن یک پایان موفق و قوی بیشتر کنید و بدانید که فارغ از اینکه در پروژه خود با چه مساله‌ای روبرو هستید، همیشه یک راه حل وجود دارد.